تا وقتی مجبور نشی، عوض نمی شی! - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
تا وقتی که راه داشت، به این فکر می کردم که در باره ی من چی فکر می کنه! اما وقتی که فهمیدم که از من بدش می یاد، اونوقت فهمیدم، دیگه نباید به این فکر کنم که راجع به من چی فکر می کنه!!! شاید بشه گفت، تا وقتی که احتمال می دید در نظر یه آدم مهم و قابل احترام هستید، برای حفظ این نظر تلاش می کنید اما وقتی ...
چرا - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
-چرا سیگار می کشی؟ +بیشتر که اداس! اما خب هر کی با یه چیزی آروم می شه، من هم با این و .... (اما واقعبت اینه که) دارم الکی توجیه می کنم، نمی دونم چرا سیگار می کشم!! ادامه مطلب
من دیگر دخترک نیستم! (رمز ثابت) - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
کمک کن و رد شو (قانون اول) - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
سیف آروم باش، کمک کن و رد شو. هیچ آدمی برای تو نیست و تو برای کسی نیستی! قرار نیست ردی از تو بمونه، و قرار نیست حتما رد کسی بمونه، هیچ کسی برای همیشه، کنارت نخواهد موند. حتی اگر با تمام وجودش بخواد بمونه... . ادامه مطلب
تو مقصر نیستی، ولی مسئولی! - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
می دونید؟ شاید هم تقصیر خودمان نیست، ما به خاطر شرایط، مریض می شویم و بعد به مریض بودن عادت می کنیم، به خسته بودن، به افسرده بودن، به شکسته شدن! آنقدر عادت می کنیم که یادمان می رود که چطور می شود سالم بود و تمام دنیایمان می شود همون که بهش عادت کرده ایم! ادامه مطلب
پست ثابت - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
Please do not go through life, in a rocking chair with a seat belt on!
درک تفاوت - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
پاکت رو گرفتم دستم و از خونه شون اومدم بیرون! آره الان فرقش رو می فهمم! 4 سال پیش هم می اومدم اینور شهر، درس بدم و اما اون موقع، تنها تفاوتی که حس می کردم سبکتر بودن هوا نسبت به آزادی بود! الان تفاوت شکل خونه ها و مدل ماشینها، طرز حرف زدن آدمها، لباسهاشون، دکور خونه و ... رو هم درک می کنم متاسفانه! ...
دیگه نباید فراموش کنم، حتی اگه ببخشم! (رمز ثابت) - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 11:02
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
یه هفته دیگه هم گذشت! - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 19:12
هفته ی سختی بود، دیروز میانترم محاسبات کوانتمی داشتم، فردا هم جی ار ای دارم! خب من سعی خودم رو برای همه چیز کردم، برای میدترم هم تلاش کردم، اما سعی من، نمره کامل نبود! نمره ی خوب هم نبود! نمره ی متوسط بود! اما به هر حال سعی بود و... آره، شاید اگه در ماه مهر، شبها تا دیر وقت کتاب نمی خوندم! مثلا اون ...
ف غیر آخر، ف آخر! - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 11:25
سالها پیش شاید در چنین روزهایی، این مطلب کتاب فارسی رو خوندم و جو گیر شدم و بعدش معتاد! طوری که هر جا می رفتم، از مدرسه گرفته تا مهمونی و پارک و خرید، کتاب دستم بود و سرم توش بود. اینکه چرا از اون ور افتادم این ور و چرا دوباره خواستم از این ور، برم اون ور بماند.اما اشتراک جالبی وجود داشت بین این دو ...
بخشیدمش! - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 9:50
راستی امروز علت اون اتفاق رو دیدم! چند سال پیش بود و محفظه ی اعتماد به نفس من در شرایط خلا به سر می برد، و بعدش، تا مدت زیادی نمی تونستم جایی برم که احتمال دیدن اون آدم وجود داشته باشه! چون نسبت به همه دلایلی که باعث شد اون اتفاق بیوفته حس بدی داشتم، یکی از دلایل این بود که من از اونجا رد می شدم و ج...
متغیرهای وابسته ی زیادی در این نقطه ی عطف زندگی من وجود دارند. - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 9:48
از خودم ناراضی هستم، باید بیشتر تمرکز کنم، باید قوی تر باشم، باید جدی بگیرم این دوران رو!!! چون اگه گند بزنم، فقط من نیستم که آسیب می بینم، در واقع، زندگی آدمهای زیادی، به این وابسته است که من درست زندگی کنم!
ایستادن در هر شرایطی - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 13:10
و آدمهایی که هر بار به خاطرت بیایند، از درون قدرت و استحکامت را می سازند. آدمهایی که تنها یک نگاه بهشون کافیه، تا نیروی محرکه ای شه برای از افسردگی در اومدن و انجام کارهای سخت. آدمهایی که خودشون با وجود تمام ناممکنی ها و با وجود انسان بودن و آسیب پذیری، به محکمترین وجه وایسادن! آدمهایی که نشان دادند...
باید زنجیرهایی رو که بسته ام، پیدا کنم. - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 16:55
نمی فهمم چرا این عادتها رو همراهم می کشم، احتمالا به خاطر حس خوبشون؟ کاش می شد دلم رو بزنم به دریا و مستقل فکر کنم و نترسم از قضاوت شدن و از مسخره شدن. کاش می شد، از اینکه در جمع باشم و احساس تنهایی و متفاوت بودن کنم، نترسم، افسوس بیشتر وقتا، که می خواهم کاری کنم، که مردم انجام نمی دن، می ترسم و پس ...
خوشی اول ترم - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 20:59
و این روزها تا اونجایی که جا داره، وقت هدر می دم. دوست دارم این دوران رو! می خواهم تا جایی که می شه خودم باشم و خودم رو بیشتر بشناسم. دوست داشتم می تونستم، تمام اضطراب اجتماعی و تمام چیزهای بد رو یکجا بکنم از خودم، اما این پروسه زمان می بره و الان همین که در شرایط پیشرفت هستم، خیلی خوبه. امروز یکی ا...
آدم دیگه ای (رمز ثابت جدید!) - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 19:47
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
زیر امواج دروغ - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:06
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
روزمرگی پر از نبایدها - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:06
چند روز پیش یه ویدئو از یه سری خانم های مسن دیدم که ازشون پرسیده بودن: آیا دوست داشتین در زمان حاضر یه خانم جوون می بودید؟ و اگه جوون بودید الان چه کار می کردید؟ یکی از خانم ها گفت: "من لیستی از کارهایی که نباید انجام بدم رو تهیه می کردم..." این حرفش منو کلی تو فکر برد، همه ی ما کم و بیش یه تصوری یا...
تنهام خیلی زیاد... - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:05
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
We try our best even if it isn't enough - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 18:05
"Do any of us bargain for our life? It seems to me, we just kind of fell into it and then we have to try our best..." "Homeless to Harvard" 2003 امروز کلا این جمله رو تو ذهنم مرور می کردم، که فقط مهمه که به بهترین وجهی که می تونم، تلاش کنم. می دونم هرگز تلاشم کافی نخواهد بود، اما مهم نیست. + به خاطر...

برچسب‌های مرتبط

یه هفته دیگه عروسیمه | یه هفته دیگه تولدمه | خدایا بخشیدمش | تنهام خیلی زیاد | we try our best | we try our best quotes | we try our best to serve you | we try our best to make it sound nice | we try our utmost | we try our level best