خرید بک لینک

سالها پیش شاید در چنین روزهایی، این مطلب کتاب فارسی رو خوندم و جو گیر شدم و بعدش معتاد! طوری که هر جا می رفتم، از مدرسه گرفته تا مهمونی و پارک و خرید، کتاب دستم بود و سرم توش بود. اینکه چرا از اون ور افتادم این ور و چرا دوباره خواستم از این ور، برم اون ور بماند.اما اشتراک جالبی وجود داشت بین این دو ور، که باعث شد خودم رو بهتر بشناسم!

+ راستش این روزها هم، خودم رو با این طرز فکر حفظ می کنم، که اصولا فرقی نمیکنه چکار می کنیم، وقتی کنجکاوی، هیجان، استقامت و پیشرفت می تونیم داشته باشیم و همین روش انعطاف پذیر برخورد با مسائل، تا حالا برام کافی بوده!

+یه رب پیش، آبان شروع شد! :)

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 11:25

صفحه بندی