
داستان از اینجا شروع شد که چند هفته پیش لپ تاپم رو دادم به داداشم که با دوستش پروژه انجام بدن، از قضا لپ تاپ رو جا گذاشت تو خونه ی رفیقش و وقتی برگشت خونه گفت: ببخشید جا موند لپ تاپ، اما اصلا نگران نباش، دوستم قابل اطمینانه! و من هم گفتم: آره، مهم نیست... بعد از چند روز رفت و لپتاپ رو پس گرفت و چشمتون روز بد نبینه! یعنی یه صفحه فایرفاکس، نمی تونستم باز کنم و بخونم، بعد یه دقیقه، redirect می یومد و بعد پیوندها یا تبلیغ. به ناچار هاردم رو که سالها توش کلی چیز میز، ریخته بودم، فرمت کردم و الان در حال نصب درایور و نرم افزار هستم، سرعت اینترنت هم ما رو خجالت زده کرده...
ادامه مطلب